دوستان و دانشجویان

نمایش آنلاین حاضرین و اعضا

ما 12 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

ناب رایانه

ناب رایانه

جمال علی (ع ) در مثنوی

جمال علی (ع ) در مثنوی

اسد الله

 

در میان ابناء بشرافرادی بودند که در میدان عمل آنقدر تاخت و تاز نمودند و میدان داری کردند که عمل آنها در اعماق روح آنها نفوذ کرد و دوست و دشمن را به اقرار و اعتراف واداشت . علی (ع) سردمدار قافله این شهسواران است .

شیر حقم نیستم شیر هوا

فعل من بر دین من باشد گوا

من چو تیغم آن زننده آفتاب

ما رمیت اذ رمیت در حراب

من تیغ به دستور حق و برای حق می زنم و بنده حق هستم نه مامور بدن مادی و مختصات آن .

مولوی امام علی (ع) را " اسد الله " می نامد و این لقب را بارها در مثنوی بکار می برد . کلمه اسد برای امیرالمومنین علیه السلام همواره به لفظ جلاله الله اضافه می شود و اثبات می کند که شجاعت امیر مومنان (ع) فقط یک قدرت طبیعی محض نیست که بر سر ضعفا فرود آید . شجاعت و قدرت علی (ع) همانگونه که از گفتارش و کردارش بر می آید وابسته به قدرت و اراده خداوندی بوده و به همین جهت با رحمت و محبت علی در عالی ترین درجه آن تضادی ایجاد نمی کند.

یا تبر بردار و مردانه بزن

تو علی وار این در خیبر بکن

ور نه چون فاروق و صدیق مهین

رو طریق دیگران را بر گزین

مولوی در حکایت به جنگ رفتن عیاضی که هفتاد بار به جنگ رفته بود وبه امیدشهادت نبرد ها کرده بودمی گوید :اصابت کردن تیر بر گلو و افتادن در مقتل نصیب شهدای خوشبخت می شود

تیر خوردن بر گلو یا مقتلی

در نیابد جز شهید مقبلی

عیاضی می گوید دیدم شهادت نصیب من نیست رفتم در گوشه ایی نشسته و چله گرفتم . در یکی از روزها بانگ طبل مجاهدان که بسوی جنگ می رفتند به گوشم رسید و کسی در درونم فریاد زد :

خیز هنگام غزا آمد برو

خویش را در غزو کردن کن گرو

در جوابش گفتم ای نفس پلید تو گجا و جهاد کجا؟ ای نفس اگر من آگاه باشم و واقعا دل به خویشتن بسوزانم نخست باید با تو به مجاهده بر خیزم ...

این جهاد اکبراست آن صغر است

هر دو کار رستم است و حیدر است ....

ادامه دارد سید نصر الله حجت

 

 

تمامی حقوق مطالب محفوظ است