دوستان و دانشجویان

نمایش آنلاین حاضرین و اعضا

ما 18 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

ناب رایانه

ناب رایانه

حکایت افک ( تهمت )

کفرپیشگان عرب گفتند: این قرآن جز سخنى دروغین که محمد آن را بافته و کلام خدا مى نامد چیزى نیست، و گروهى از اهل کتاب او را بر ساختن آن کمک کرده اند. راستى آنان با این سخن ستم کردند و دروغ گفتند.

قضاوت در باره زنان

زمانی که پیامبر و همراهانش از یکی از جنگ ها برمی گردند، نزدیک مدینه کاروان توقف کرده و دمی می آساید. عایشه از هودجی که بر شتر بود، خارج شده و برای کاری به بیابان می رود. موقع برگشت می بیند کاروان رفته و او جا مانده است. کاروانیان بی آنکه متوجه غیبت عایشه شوند هودج را سوار شتر کرده و به راه افتاده بودند. عایشه در همان محل می ماند تا زمانی که به جست وجوی او برخیزند او را در محل توقف بیابند اما از خستگی به خواب فرو می افتد. مردی از اهالی مدینه با شتر سر می رسد و او را می یابد. مرد عایشه را یاری می کند تا سوار شتر شود و سپس او را به مدینه می رساند. اهالی شهر وقتی عایشه را همراه مردی غریبه می بینند که از بیرون شهر وارد می شود به او بدبین شده و دهان به دهان ماجرا را برای هم بازگو می کنند .

شایعه چنان قوت می گیرد که بر نگاه پیامبر نسبت به او نیز بی تاثیر نیست. شایعه همچنان گسترش یافته و عایشه را می آزارد. عایشه در خانه پدر بیمار و در بستر آرمیده است، پیامبر نیز

برخورد گرم گذشته را ندارد.

 

مشابه این واقعه در جامعه ما چندان ناآشنا نیست. بارها اتفاق افتاده که بانویی به خاطر همراهی یا هم صحبتی با مردی متهم شده است. اما برخورد با این پدیده در دو جامعه آن روز و امروز نکات جالبی را دربر دارد. ....

برای اینکه با شخصیت پیامبر و پیام او بیشتر آشنا شویم حدس بزنید اگر پیروان امروز پیامبر در آن زمان بودند و این واقعه را می دیدند چه می کردند؟

1- بلافاصله زن را مورد خطاب قرار می دادیم که تو متهم هستی و نه تنها جرمی خلاف عفت عمومی مرتکب شده یی بلکه به پیامبر خدا نیز لطمه زده و به او خیانت کرده یی و گناهی مضاعف داری.

2- شک می کردیم عقب افتادن او از کاروان با برنامه ریزی قبلی بوده و او با قصد چنین کاری کرده تا به مقصد خلاف خود برسد. بنابراین از او می خواستیم به گناه خود اعتراف کرده و به مجازات برسد.

3- در سایر موارد مشابه نیز برخورد می کردیم و همراهی هر زنی با مردی غیرمحارم را ممنوع و مستحق مجازات اعلام می کردیم تا بدین وسیله از وقوع دوباره جرم پیشگیری کنیم.

4- برخی هم گمان می کردند این توطئه را دشمنان طراحی کرده و سپس دست به پخش خبر آن زده اند تا پیامبر را بدنام کنند. بنابراین در جست وجوی عوامل این کار برمی آمدند.

5- مسوولان امر در این مورد سکوت اختیار کرده و جامعه همچنان بر شدت و عمق شایعه می افزود و در این میان داستان های جدیدی نیز خلق می شد که در اصل شایعه نبوده است. افراد جدیدی نیز به خیل شایعه پراکنان می پیوستند و با استناد به این ضرب المثل که تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها، وقوع جرم را قطعی شمرده و حکم صادر می کردند.

اما در جامعه آن روز برخوردی دیگر می شود که با روش ها و منش ما بسیار متفاوت است. فراز 11 تا 20 سوره نور در قرآن به این مساله پرداخته است. اما در آنجا موضوع رابطه عایشه با مرد اجنبی محور بحث قرار نگرفته بلکه آنچه در چنین واقعه یی قابل بررسی تشخیص داده شده اصل تهمت و شایعه، شایعه سازان، پراکندگان و شنوندگان آن است. در این فرازها به نوعی این واقعه را آسیب شناسی کرده و به جزء جزء موارد پرداخته است.2

1- ورود به موضوع چنین است؛ «کسانی که این بهتان را مطرح کردند گروهی از خود شما بودند، اما گمان نکنید ظهور این پدیده برای شما زیانبار است بلکه نتیجه یی مفید دربرخواهد داشت. هر کس سهمی در این گناه دارد از آن برخوردار می شود و آنکه رهبری کننده و سردمدار این جریان بود عذاب بزرگی خواهد دید.» (آیه 11)

2- ابتدا به کسانی اشاره کرد که شایعه ساز بودند و این جریان را راه انداختند. یعنی کسانی که با دیدن عایشه همراه مرد غریبه، به وی بهتان زده و از این کاه کوهی ساختند. در فراز دوم به شنوندگان این شایعه و تهمت می پردازد؛ «چرا مومنانی که این شایعه را شنیدند، تصور مثبت و نیکو نسبت به یکدیگر نداشتند و نگفتند این تهمتی آشکار است.» (آیه 12)

3- برای این کار هم یک راهکار و مکانیسم حقوقی پیشنهاد می کند یعنی به یک نصیحت کلی و شعارگونه بسنده نمی کند، مساله را به آخرت هم حواله نمی دهد بلکه راه حلی حقوقی و اجرایی طرح می کند تا چنانچه کسی خارج از این راهکار عمل کرد با او برخورد شود. می گوید؛ «چرا چهار شاهد بر این مساله گواهی ندادند و چون نتوانستند شاهد بیاورند از نظر خدا دروغگو شمرده می شوند.» (آیه 13) سپس در فراز بعد از بخشایش و رحمت خدا سخن می گوید که اگر نبود به خاطر این شایعه پراکنی لطمه یی بزرگ بر جامعه وارد می شد.

4- در فراز بعد در ادامه تهدید بالا با کسانی سخن می گوید که این مساله را کم اهمیت و امری عادی تلقی می کنند و در برابر ساختن و پخش کردن این شایعات بی تفاوت هستند و از کنارش می گذرند؛ «زمانی که دهان به دهان مساله را بازگو می کردید و آن را کاری ساده و عادی می شمردید، درحالی بود که این بهتان زدن نزد خدا بس کاری بزرگ بود

5- در فراز بعد ضمن انتقاد از کسانی که شایعه پراکنی کردند راهکاری عملی و اجتماعی در برخورد با شایعه سازان و پراکندگان آن ارائه می دهد؛ «چرا وقتی این شایعه را شنیدید، نگفتید شایسته ما نیست که این سخن را بازگو کنیم. خداوند منزه و این بهتانی بزرگ است

6- سپس از این واقعه نتیجه گرفته و برای ایجاد جامعه اسلامی و پاک چنین توصیه می کند؛ «خداوند به شما نصیحت می کند که اگر مومن هستید هیچ گاه مشابه چنین مساله یی را تکرار نکنید

 

در این واقعه نکاتی وجود دارد که با مناسبات جاری جامعه ما فاصله بسیار دارد. برای درک این فاصله کافی است بنگریم در مناسبات جاری هر روز چه تعداد تهمت هایی شبیه به این مورد در مناسبات خانوادگی، اداری، سیاسی و اجتماعی در جامعه ما مطرح می شود، بی آنکه کسی متعرض تهمت زننده و بازگو کننده شود؟ به مناسبات میان مردان و زنان با چه نگاهی می نگریم؟ از سوی معلمان اخلاق و آنان که بنا دارند با منکرات و زشتی ها مبارزه کنند چه برخوردی با این نگاه ها و بهتان ها می شود؟ جالب است در شروع همین سوره دو آیه درباره فحشا و زنا آمده و بلافاصله آیه بعد درباره کسانی است که تهمت زنا به کسی می زنند و چهار شاهد که ناظر صحنه باید باشند، ارائه نمی دهند. در ادامه دو آیه مربوط به زنا بیش از 17 آیه درباره مساله بهتان و شایعه است. آیا حساسیت های جاری در جامعه ما هم بدین منوال است؟

مهدی غنی

تمامی حقوق مطالب محفوظ است