دوستان و دانشجویان

نمایش آنلاین حاضرین و اعضا

ما 13 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

ناب رایانه

ناب رایانه

درس عملی

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

درس عملی :

پشت فرمان جیپ نگاهش جاده رملی را رهگیری می کرد . جیپ با آه و ناله از میان شن ها راه می برید و پیش می رفت . به کارهای دفتری  خودم در مقر لشکر فکر می کردم که  ترمز ناگهانی ماشین مرا به خود آورد .

سید علی که به من خیره شده بود با یک لحن جدی گفت :

پیاده شو .

پیاده شدم ، گفت :

مرا نگاه نکن از آن تپه شنی برو بالا و  بیا پایین .

مات مبهوت خودم را به زحمت به بالای تپه رساندم و سرازیر شدم ، تا زانو هایم در شن وماسه فرو میرفت  ، باز دو باره به سمت بالا و پایین ، آن قدر بالا و پایین رفتم که از نفس افتادم و پایین تپه نشستم .

وضع مرا که دیددرحالی که لبخند می زد گفت:بیا داخل

نفس نفس زنان خود را به داخل ماشین کشاندم و گفتم آقا سید این چه کاری است که با ما می کنی ؟

نگاهی عمیق به من کرد و گفت :

خواستم حواست جمع باشد که وقتی نیروی بسیجی می آید، مرخصی می خواهد ، امکانات می خواهد ، درک کرده باشی که از کجا آمده و چه سختی ها و مصیبت ها را پشت سر گذاشته . آن وقت به خوبی می توانی مشکلش را حل کنی .

سردار شهید سید علی حسینی

راوی : برادر خانم

تمامی حقوق مطالب محفوظ است